نویسنده : سپهر ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩

امروز حدیثی از امام رئوف و مهربان

حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

رو دیدم و از خوندنش کلی لذت بردم... 

ترجمه حدیث این بود:

ایمان فرد کامل نمی شود مگر آنکه این سه صفت در او باشد

١- صفتی از خــــداوند که همانا رازدار بودن است

٢- صفتی از پیامبر که مدارا کردن با مـــردم است

٣- صفتی از امام که صبر در برابر سختی هاست


در مورد رازدار بودن همین نکته بس که او اسرار پنهانی بنده خویش را آشکار

نمی سازد و پیوسته آبرویش را پیش دیگر بندگان حفظ میکند

اما مدارا کردن یعنی در کارهاسخت نگیری و با ملایمت رفتار کنی

 و خود نیز در برابر رفتار نامطلوب دیگران با درایت عمل کنی

در مورد صفت آخر نیز جای صحبتی باقی نمی ماند که همانا باید شکیبا بود

در برابر ناملایمات زندگی و چون کوهی استوار در برابر غمها و مصیبتها...



حال با خود بیندیش تا قله کمال چقدر فاصله داری!؟











نویسنده : سپهر ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩

صحبت از نعمتهای خدا شد.همکارم از کسی تعریف می کرد که به علت فلج کامل اعضای بدن از دوران نوزادی تا کنون قادر به هیچ حرکتی نیست.با این حال با هوش سرشاری که خداوند به او داده است نیازهایش را برآورده می کند و زندگی خود را پیش می برد...

دیگر همکارم صحبت از کسی می کرد که نابیناست اما با شنیدن صدای قدمهای اشخاص یا دست دادن، آنان را میشناسد،راه را میشناسد بدون آنکه دستی بر عصا بزند و برای گذران زندگی خود و خانواده اش تلاش میکند

دیگری از کسی گفت که نیمی از بدن او به دلیل سکته ی مغزی فلج است اما با نیمی دیگر کار می کند.سوار بر دوچرخه و ماشین از جایی به جای دیگر برای طلب روزی حلال...

با شنیدن این صحبتها و آنچه خود نیز دیده بودم به نتایج جالبی رسیدم:

١- خداوند در عوض گرفتن نعمتی از انسان به او توانایی و ظرفیتی دو چندان می دهد تا با استفاده از دیگر داشته های خویش بتواند مسیر زندگی را طی کند

٢- خداوند از ما انتظار دارد از مایی که بدنی سالم داریم و قادریم بیش از آنهایی که معلول جسمی هستند فعالیت کنیم، عبادت او را به جا آوریم و برای خانواده و جامعه ی خویش بهره ور باشیم

٣- شکر خدا را به جا آوریم که هر چه که به جا آوریم باز کم است و زبان و دست ما قاصر از به جا آوردن...

********************************************

الحمد لله الذی خلقنی و أنعمنی علیه توکلت و إلیه اُنیب








نویسنده : سپهر ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

وااای دوباره ماه رمضون!!!!؟

تو این هوای گرم تابستون مگه میشه دووم آورد!؟

١۶ ساعت تشنگی و گشنگی!؟

نمیشه حالا نگیریم بعدا قضاشو تو زمستون بگیریم؟؟؟

من که نمیتونم تحمل کنم...

وای.......!

................................................................................

خدایا میبینی!؟

میشنوی بنده هات چی میگن؟

یعنی اینقدر بنده هات ضعیف و نازک نارنجی شدن!؟

ای کاش میدونستن که تو هیچ وقت بد بنده هات رو نمیخوای!

هیچ وقت هم قصد اذیت کردنشون رو نداری!

ای کاش میدونستن این تشنگی و ضعف جز برای خودشون

برای هیچ کس هیچ نفعی نداره

اصلا ای کاش ماه رمضون رو فقط تو نخوردن خلاصه نمیکردن!

ای کاش میدیدن......

ای کاش.....!

اونوقت به جای نق زدن و تحمل کردن

با اشتیاق به مهمونی تو میومدن

اونوقت آرزو میکردن که کاش همیشه ماه رمضون باشه

تو تابستون تو زمستون گرما و سرما هر چی میخواد باشه

فقط این سفره پهن باشه!

خدایا!

تو نشنیده بگیر...میدونم با زدن این حرفا چیزی از

رحمت و لطف و مهربونی تو بر خلایق کم نمیشه

جاهلن دیگه یه چیزی میگن بعدا پشیمون میشن...

تو ببخش!!!

                    

          رمضان تجلی و ابتسما      رمضان جلوه گر میشود و به ما لبخند می زند

          طوبـی للعبد اذا اغتنما      خوشا بر حال بنده ای که آن را غنیمت شمرد